عدالت محوری وقتی در رقابت انتخاباتی لحاظ نشود چطور می توان آن را در تمام ارکان مملکت ساری و جاری کرد. دولت عدالت محور برای خارج کردن رقبا از منابع دولت و هر گونه ترفندی استفاده می کند و بعد شعار عدالت محوری اش گوش فلک را کر می سازد تا پارادوکس دیگری را به تمام تضاد های موجود در این چهار سال بیفزاید.

از چند ماه پیش که هیچکدام از نامزد ها فرصت و اجازه ی تبلیغ انتخاباتی نداشتند ، رئیس دولت عدالت محور دور جدیدی از شوهای استانی خود را به راه انداخت و این کارناوال  از هیچ نوع تبلیغ و هبه اموال ملت برای خرید آرا در شهرستانها دریغ نکرد. وعده های واهی تحت لوای طرح به مجلس ارسال شد که حتی در صورت عدم تصویب نشان از سعی دولت برای تغییر باشد. و هزار ترفند دیگر که در کمال عدالت توسط دولت انجام گردید و ایکاش کار به همینجا ختم می شد. کثیف ترین نوع رقابت زمانی شکل گرفت که دولت منابع محدود تبلیغاتی سایرر رقبا را نیز برنتافت و با اعمال قدرت  راه نابودی آنها را در پیش گرفت. که این موج نیز با فیلتر کردن گسترده سایتهای طرفداران رقبا یا منتقدان دولت آغاز گشت . روززنامه یاس نو هنوز یک روز از تولد دوباره اش را جشن نگرفته بود که به محاق توقیف کشانده شد. فیس بوک ، فضای مجازی ای که این روزها حال هوای انتخابات را پر رنگ تر از پیش می شد در آن دید و شاید به اجتماع منتقدین دولت تبدیل شده بود نیز دیروز در دام عدالت رئیس   جمهور محترم گرفتار آمد.

تجربه نشان داده که صدای مردم را هیچگاه نمی توان خفه کرد حتی سیستم های مخوف کمونیستی نیز در دراز مدت موفق به اینکار نشده اند اما اینجا یک سوال پیش می آید و آن هم اینکه دولتی که نمی تواند فعالیت رقبا را حتی در چندین سطح پایین تر از خود تحمل کند ( با توجه به منابع در اختیار کاندیداها) چگونه می تواند عدالت را در این جامعه بحران زده محوریت بخشد. که عملکرد چهار ساله دولت نیز خود بزرگترین گواه بر این مدعا است.