میان راهروهای بیمارستان قلب که قدم بزنی، ترس میپیچد میان سلولهایت. کشیدن سیگار را برایت ترسناک می کنند این همه پوستری که در و دیوار چسبیده اند و رگه خس خسی که لای صدای اکثر بیماران گوشت را می آزارند. مرگ با درد . پیری به رگت تزیق می شود انگار. مرگ آرام آرام میخزد لای استخوانهایت.

نیکوتین را بکش لای ریه ها آرام آرام.

دستهایم سوخت ، خواب آمده انگار میان دو کام.

تاول انگشت درد دارد زیاد. کام بعدی.

آخیش

نفس عمیق ...

.

.

.

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

سیگار بعد جایی چایی بعد سیگار

 

آی ابراهیم....