این روزها تو یه فضاهای قرار میگیرم که برام تازه گی داره همین تازه بودنش باعث میشه یه ترس عجیبی هم بیفته به جونم . شاید تلقین میکنم که این فضاها مال من نیست . شاید هم چیزی که الان شکلم داده بعنوان (من) همش توهم باشه و ساخته ی ذهن خودم . این ذهن بعضی وقتها چیز هایی رو میسازه که واقعا فکر میکنم حقیقت داره . همیشه آرزوم بود که یه ذهن تصویر ساز داشته باشم و امروز از این ذهن میترسم . فکر میکنم چند شخصیتی شده ام . یا اصلا مجازی. میترسم از روزی که اون اصل سرکوب شده طغیان کنه و بزنه بالا. مثل یه زلزه عظیم. اون وقت رو همه چیزم ترک میشینه. یه ترک عمیق که با کوچکترین ضربه ای فرو می ریزه همه چیز . می ترسم از اون آشوب . از اون روز فروریزی بزرگ.
بازم قاطی کردم امروز . جنون ادواری دوباره زده بالا.خدا به خیر کنه.
undefined