این دنیا را ترک گویید که دنیا شما را ترک خواهد گفت ، هر چند شما راضی به ترک آ ن نباشید و جسمتان را کهنه می کند ، هر چند شما خواستار تازه بودن آ ن باشید . مثل شما و دنیا مثل مسافرانی است که به راهی می روند و تا به خود آیند ببینند که آن را پیموده اند . یا آهنگ رسیدن به نشانه و هدفی کنند و تا دیده بر می کنند ، ببینند که به آن رسیده اند . ای بسا روندهای که می تازد و شتابان  می تازد  تا به پایان راه می رسد. به چه امید می بندد کسی که زندگیش همچو یک روز است و از آ ن در نمی گذرد و همواره کسی در قفای او افتاده و او را به شتاب می راند و نگذارد که درنگ کند . تا اینکه از جهانش بر کند . پس در عزت و افتخار این جهان  با یکد یگر

رقا بت می کنید و به زیور ها و خواسته ها ی آن بر خود می بالید  و از سختی ها و رنجهایش فقان و زاری سر مد هید . زیرا عزت  و افتخارش پایان پذیر است و زیور خو ا سته اش روی در زوال دارد و سختی ها و رنجهایش بر دوام نباشد. هر مدتی در آن به پا یان رسد و هر زنده ای بمیرد . اگر خردمندید چرا در آثار پیشینیان و آنچه بر نیا کانتان گذشته است . نمی گرید و عبرت نمی گیرید و باز نمی ایستید؟

 اگه گفتين اين نوشته از کيه؟