همیشه فکر میکنم اون خرسه بعد از دیدن صورت له شده مرد چه حسی بهش دست داد.

دستانش را بالا برد

با محبت نگاهی به مرد کرد

و سنگ را محکم کوبید روی صورت مرد

که گرد خواب معصومش نشان میداد

سنگ را برداشت

از مگس مزاحم خبری نبود

در صورت در هم شکسته مرد گم شده بود

 

پی نوشت یک: دوست نداشتم پست قبلی رو ادامه بدم هر چند ادامه دار بود.

پی نوشت دو: قصه تراوین بازی کردن من تموم شده. نگران نباشید. دیگه از این غلط ها نمی کنم.

پی نوشت سه: این روزها بد میگذره ولی میگذره. دعا کنید سال جدیدی که میاد مثل 88 نباشه پر از مرگ و غصه.

پی نوشت چهار: راستی شما اگه جای خرسه بودین چه حسی بهتون دست میداد؟