دوباره تولد تولد تولدت مبارک

                                              42-18501860.jpg

سلام به تمامی دوستان عزیز با عذر خواهی فراوان بابت تاخیر طولانی. در طول هفته گذشته این وبلاگ به به روز نشد تا به مناسبتی که امروز باشد بطور مفصل بنویسیم که از بخت نامراد بیماری مهلکی عارض گذشت و اکنون که از گور جسته ایم و دست رد بر سینه عذرائیل مخوف زده ایم به دلیل نقاهت پس از بیماری نمی توانیم بیش از چند سطری میزبانتان باشیم و به سلامتی خودتان ببخشید حتما. و اما مناسبت مربوطه عبارتست  از بزرگ زاد روز مهرنوش عزیز. که به همین مناسبت شعر زیبای افشین یدالهی را به مهرنوش و تمامی زوجهای خوشبخت روی زمین تقدیم می نمایم.

 

وقتی گریبان عدم

با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را

پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را

در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را

با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم

نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این

دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن

دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا

از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم

شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و

عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو

نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این

دیوانگی و عاقلی

/ 79 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسر

سلام من با گريبان عدم کاری ندارم هر کی از اونا می خواد شب چله بياد

محبوبه آب برين

اين شعر تازه پوريااست . قشنگ است بخوانيدش : تلفن ها را حلق آویز کنید این آخرین مانیفست صداهای نامفهوم است من امروز اینجایم تا برایتان به ضرباهنگ این پنجره کهنه قژ ... قژ قصه ساز کنيد سایه ها همیشه تبهکار نمی شوند باید موهایشان را اصلاح کنید تیره گی اشان را گهگاه بسنجید لباسهای زنانه اشان را به دندان بکشید و از روی تبخال هایشان به صداقتشان پی ببرید. ( این تنها چکیده ای از ادعاهای یک روانشناس مسلول نیست آخرین فریبی است که با آمد وشد شما به آبریزگاههاي عمومی ارتباط بخصوصی دارد ) باید از بلندترین پله ی راههای اضطراری فرارتان را آغاز کنید آنگاه در اواسط این گریز به آرامشی دست خواهید یافت که فرشهای دست باف هم ندارند من عاشقانه آخرین اخبار دیوانه ها را دنبال می کنم با تمام استطاعتم از هدفهایشان نمونه بر می دارم و از مورچه هایی که فکر خرده نانهای ریخته زیر پایم هستند مصمم ترم

محبوبه آب برين

البته ادامه دارد که جا نشد در اولي و سختي کات و پيست د راين جا باعث شد نيمه کاره رها شود . اين شعر را به خاطر خودش _ به خاطر خود شعر _ ...

محمد

ممنون و مرسي كه در زماني كه نبودم هم به وبلاگم سر زديد تا حدود زيادي نظر موافق در مورد آن پست شما دارم شلوار تقدس را از تن اين جنگ وامانده بکنيد و جز يك مورد ميتوانم به شما بگويم من هم همينطور و آن چيزي نيست جر اينكه من به جنگ نخواهم رفت و كشته نخواهم شد همين الان كه جنگ نيست خاك كه سهل است آب درياي خزرمان به تاراج مي رود به تاراج روس و بلوك شرقي ها به پاس تحفه اي نا چيز و دردسر آور راكتور نام سهم از تكنولوژي از چاقوي دولب و دشمن ديرين روسيه و در مورد آن پست 29 آبان به شما مي گويم ميلاد مبارك اگر چه دير مي گويم آپ كردم سر بزن

محمد

سلام بالاخره پس مدتي نسبتا طولاني آمدم ممنون از آمدن هايت باز هم بيا آپ كردم ...........

محمد

سلام بالاخره پس مدتي نسبتا طولاني آمدم ممنون از آمدن هايت باز هم بيا آپ كردم ...........

سايه

سلام دوستان خدا بد نده ايشالله هميشه سلامت باشين مهر نوش جان تولدتم مبارک به روزم خوشحال می شم سر بزنيد

هادی جعفرزاده

سلام يه کامنت گذاشتم ولی فکر کنم برای يکی از پست های آرشيوتون بود با اجازه لينکيدمتون