هنوز زنده است کودک درونمان؟

تصورات کودکان نسبت به خدا قطعا موضوع جالبی است و هر چه سن پایین تر باشد جالب تر هم می شود چون هنوز دروغ ، فریب و ملاحضات اجتماعی، سیاسی ، مذهبی و... وارد زندگی شان نشده.

نامه ی بچه ها به خدا  ،سوژه ای است که خیلی ها این روزها از آن استفاده کرده اند اما اولین بار دیوید هلر روان شناس ادیان در سال ١٩٨۶ پس از سالها مجوعه ای از نامه های بچه ها به خدا  را توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو به چاپ رساند .

این کتاب خیلی ذهن منو درگیر کرد بیشتر به این دلیل که اگه من بخوام یه نامه به خدا بنویسم و واقعا به دستش  برسه چی می نویسم.

برای شروع چند تا از نامه های بچه ها رو اینجا می زارم  تا هرکسی هم احساس کرد که کودک درونش با خدا حرف داره، یه نامه بنویسه. شاید بشه یه مجموعه هم از نامه ی کودک های درون آدمهای بزرگسال جمع آوری کرد.

 

خدای عزیز ،می خواستم اگر اشکالی نداشته باشد پیشنهادی بکنم.چرا تو دین های کمتری به وجود نمی آوری تامردم با هم بیشتر دوست باشند؟ ما تازگی در مدرسه چیز هایی درباره جنگ های صلیبی که سالها پیش اتفاق افتاده خوانده ایم.جانت (١١ساله)

خدای عزیز ، تو چطور با مریم آشنا شدی؟ اندی(۶ساله)

خدای عزیز، تو چه کسی را عبادت می کنی؟ اگر عبادت نمی کنی فکر می کنی بتوانی به من اجازه بدهی از انجام این کار خلاص بشوم؟ جیم (٩ساله)

خدای عزیز ، پدرم هفته ی گذشته کارش را از دست داد. لطفا کمکش کن تا زودتر کار پیدا کند. او وقتی در خانه است خیلی ما را اذیت می کند. مارتین(٨ساله)

خدای خوب و عزیز، من به تو احساس نزدیکی می کنم. ما مثل اعضای یک خانواده هستیم. شاید بتوانیم با هم ازدواج کنیم و این پیوند را محکم تر کنیم. عاشق تو : تینا(٧ساله)

خدای عزیز، مادر بزرگم سال پیش فوت کرد. مادرم می گوید که او آمده پیش تو. لطف می کنی و این پیغام را به او بدهی؟  مادر بزرگ! من درسهایم را خوبی می خوانم و در مدرسه با پسری آشنا شده ام و قرار است که با هم ازدواج کنیم. با تمام عشقم : سیندی (٨ساله)

خدای عزیز، از اینکه پدر و مادر، خواهرم آنیتا و پدربزرگ و مادر بزرگ به این خوبی به من داده ای متشکرم . آنهال واقعا مهربان و فوق العاده اند . در مورد برادرم فیل تورا می بخشم. فکر کنم در مورد او نتوانستی کارت را تمام کنی. سین (١٢ ساله)

خدای عزیز، برای خواهرم یک بلای اضافی داری؟ مثل بلایی که سر مصری ها آوردی؟ او خیلی احمق است. استانلی (٨ساله)

خدای عزیز، پدرم فکر می کند که توست . لطفا او را به راه راست هدایت کن. وین (١١ساله)

خانم و آقای خدا، خانواده ی شما چه جوری است؟ عیسی بچه ی بزرگ خانواده است؟ کارن(٧ساله)

خدای عزیز، توی مدرسه یاد گرفته ام که تو می توانی از کرم ابریشم پروانه بسازی. به نظر من این کارت محشر است. برای خواهرم چه کار میتوانی بکنی؟ او زشت است. لطفابه پدر و مادرم نگو که من این را برایت نوشتم.  رفیق تو : گرگ (١١ساله)

 

برگرفته از کتاب خدای عزیز . نوشته دیوید هلر. ترجمه اشرف رحمانی

 

کودک درونمان اگر هنوز زنده است فرصتی بدهیم تا چند لحظه درد دل کند با خدا یا هر اسم  دیگری که در اوج بدبختی ها به او پناه می بریم. منتظر درد دلهایتان هستیم.

 

/ 28 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه آب برين

اون کامنت پاییننیه مال منه اسمم رو یادم رفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

آشنای غریب

سلام میبینم قالبتو بی خبر عوض کردی درستت میکنم یاعلی مهدی ...............

محبوبه آب برین

عكسها در نان روزانه ...

مهری

سلام زوج خوشبخت منم میخوام به خدا بگم اینقد کفر منو در نیار ،آخه تو چی گیرت میاد منو اینقد زجر بدی؟ها؟[چشمک][گل]

مهرنوش

خدای عزیز سلام راست میگن وقتی که بارون میاد دل تو گرفته و این اشکهای تو هستن که همه چیز رو خیس می کنن؟ راسته که می گن رعد و برق صدای داغون کردن چیزای اطرافته که این ور و اونور پرت میکنی؟ می فهمم خدا جون. تنهایی خیلی سخته.

اصلا به تو چه؟!

خدای عزیز. دوست دارم من حرف نزنم و خودت پیش پیش همه چیز رو درست کنی. مرسی.

مریم

از تازگی یادداشت هایتان هر بار که سر می زنم لذت می برم.از اینکه به یک منوال ساده و یکنواخت بسنده نمی کنید...تلخ می نویسید...وبا حلاوت مهر به خورد مخاطب می دهید.شاد می نویسید و تلنگر می زنید که از غم دور غافل نباید بود... کودکانه اما پر از حرف های بزرگ...وبزرگوارانه در نهایت سادگی ... جای تبریک دارد ...هم به آن گونه که بوده اید تا امروز ...و هم برای آنچه می خواهید تااز این پس پیرامونتان را دیگر گون جلوه دهد ...شاد و پاینده باشید

سوگند

دروووووووود عالی بود [گل] موفق وسبز باشین

آزاده

به به خیلی جالب بود کلی لذت بردم مهدی و مهرنوش جان خوبید؟ چه خبر از اوضاع و احوال خودتون؟